السيد محمد باقر الداماد ( الميرداماد )
مقدمة 60
نبراس الضياء وتسواء السواء
مكوّن ومصنوع : موجود مسبوق به مادة مدت ، چون موجودات عالم ناسوت ؛ واما پارهاى صنع را متعلّق به حوادث كونيّه ومسبوق به حدوث دهري دانسته ومكوّن را احداث موجود امكاني در ظرف زمان دانستهاند « 1 » . حال اگر به أصل مسأله برگرديم ، خواهيم ديد : اوّلا : در امرى حصول بداء مفروض است كه حالت منتظره داشته باشد ، واين امر فقط در موجودات مكوّن مفروض است ، چه اين كه علت حالت منتظره در شئ ، وجود قوّه است ، وشيء كه داراى قوه وفعل است قابل كسب حالت ديگر مىباشد ، زيرا موجود بالفعل محض به جهت عدم قوه ، كسب حركت وكمال نمىكند ؛ وموجود بالقوة محض در كتم عدم صرف باقي مىماند ؛ پس موجود قابل اثر وفيض ، موجودى است كه از جهتي داراى قوه وبالتبع مادة باشد واز جهتي داراى فعليت وبالتبع صورت نوعيه . ثانيا : بر أساس تحليل سيّد داماد حصول مكوّنات در ظرف زمان ووجه ارتباط اين موجود متغيّر به ثابت على الاطلاق ظرف دهر است « 2 » ، پس هر آنچه در ظرف زمان نو به نو حصول مىيابد در ظرف دهر امر ثابت ومشخص است . وبه تعبير ديگر حصول موجود مكوّن در ظرف زمان نسبت به ناظر در ظرف زمان در حال تغيير است ؛ حال آنكه ناظر ظرف دهر ، موجود مكوّن را هر لحظه در يك امتداد وثابت مىبيند « 3 » . وبر
--> ( 1 ) - از تحليل مذهب تربيع به جهت عدم اطناب كلام خوددارى مىگردد ، خلاصه مذهب آنان چنين است : معلولات حق يا الف : مبدعند ومفارق از مادة در ذات وفعل . ب : از عالم نفوسند ( مخترعات ) ودر افعال محتاج به مادة . ج : از عالم طبيعتند ( مخلوقات ) ومنطبع در مادة وغير مضمحل ، چون عناصر بسيطه . د : از عالم جسمانىاند ( مكوّنات ) منطبع در مادّه ودائم در كون وفساد . « رساله نيروزية » ( 2 ) - يكى از بخشهاى مهم فلسفه تبيين ارتباط حادث به قديم ويا متغير به ثابت است ، ودر توضيح اين أصل بين مشربهاى فلسفي اختلاف فاحشى موجود است ، ميرداماد در اين بين نظريه ظرف دهر وسرمد را پذيرفته وصدر المتألهين حصول حركت در جوهر را كافى در ارتباط دانسته است . « صراط المستقيم » و « رسالة الحدوث » . ( 3 ) - به تعبير ديگر موجود واقع در زمان تمام موجودات را تدريجي الحصول مىبيند حال آنكه ناظر واقع در دهر وما فوق آن تمام موجودات را ثابت خواهد ديد .